الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

38

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

در خواب ديد خطاب به او فرمود به علم الهدى بگو سورهء فاتحه را بر تو قرائت كند تا شفا يا بى وزير گويد : پرسيدم يا امير المؤمنين علم الهدى كيست ؟ فرمود : على بن حسين موسوى . وزير نامه‌اى به او نوشت و از وى تقاضا كرد كه براى بهبود او سورهء فاتحه را تلاوت كند . سيد مرتضى گفت : خدا دانا است كه هرگاه اين شهرت را براى خود برگزينم موجب شكست من است . وزير در پاسخ گفت : به خدا سوگند جز آنچه كه حضرت امير المؤمنين ( ع ) به من امر كرد ، مطلب ديگرى از خود ننوشتم . هنگامى كه القادر باللّه از خواب او اطلاع پيدا كرد ، در ضمن نامه‌اى به سيد نوشت : اى على بن الحسين لقبى را كه جدّت براى تو انتخاب كرده است بپذير . سيد پذيرفت و همه مردم از چگونگى آن اطلاع پيدا كردند و او را از آن تاريخ به بعد علم الهدى مىگفتند . پايان آنچه شهيد اول از قول سيّد صفى الدّين نقل كرده است . مؤلف گويد : ممكن است علم الهدى به تخفيف لام ، به‌معناى پرچم هدايت و يا به‌معناى كوه سربه‌آسمان‌كشيدهء هدايت باشد و نيز ممكن است به تشديد لام خواند كه فعل ماضى از باب تفعيل باشد و هدى مفعول آن بوده باشد . يعنى سيد مرتضى كسى است كه بابهاى هدايت را بر مردم گشوده است بنابراين هر دو وجه ممكن است . هرچند وجه اول ظاهرتر و شهرت آن بيشتر است و به‌هرحال شهرت وى در اواخر زندگيش ، به اين لقب بوده است يعنى زمانى كه بيش از سيزده سال از عمرش باقى نمانده بود و خدا از حقيقت حال باخبر است . سيد مرتضى به‌عنوان ذو المجدين هم معروف است كه مراد از آن مجد دنيا و آخرت است و او هم به راستى از بزرگواران دنيا و آخرت بوده است . شهرت او به مرتضى معلوم است هرچند هم سبب ديگرى براى شهرت او به مرتضى در نظر مىتوان گرفت و سبب مزبور آن است كه در ميان نياكانش مردى به اين لقب شهرت داشته و سيد هم بدان جهت به اين شهرت خوانده شده است . علاوه بر سيد صفى الدّين گروهى از علماى عامه و خاصه ، خواب وزير و علت شهرت سيد مرتضى را به علم الهدى ، يادآورى كرده‌اند . مؤلف گويد : سيد مرتضى براثر بزرگوارى و نامدارى ، مورد توجه دوست و